ردی ازت دیگه، پیدا نمی کنم
بی من کجا رفتی، سورنای پاییزی
حسی بهم دیگه، پیدا نمی کنی
تاریک و روشنم، آوارِ میریزی
سردرگم و گیجم، از پرسه تو رگبار
تردید مبهمم ، خواهش پس از اصرار
چن تا قدم برم؟ برگشتنی باشی
چن بار گریه بشم؟ بام از زمین پاشی
دساتو حلقه بزن، دور شبای من
تنهایی سختمه ،تنها پرنده شدن
برگرد بی تو زمان تقویم باطله
مردی که رفته نیس دریای راکده
برگرد خسه شدن کفشای تا به تام
رو کن به من، بازم دساتو بم بده
ردی ازت دیگه پیدا نمی کنم
حسی بهم دیگه پیدا نمی کنی
سورنای دور ازمن، بی تو زمسونم
بی من تو امروزو..فردا نمی کنی
سمیه مرادی-اردیبهشت 91
+ نوشته شده توسط سمیه مرادی در جمعه هشتم اردیبهشت 1391 و ساعت
11:23 PM |